مهد رفتم عشق مامان
سلام عشق مامان سلام به دختر یکی یه دونه خودم که هرموقع بهش فکر میکنم دلم براش ضعف میره عشق مامان داره بزرگ میشه و باید بره مهد تا مامانی بتونه بره سرکار چون متاسفانه ماکسی رو اینجا نداریم که مواظب شما باشه تا مهد نری اما نگران نباش دخترم اگه اذیت شدی سرکاز نمیرمو میمیونم خونه مواظب شما فرشته کوچولوی ناز باشم 28 اردیبهشت اولین روزی بود که بردمت مهد اما واسه یه زمان کوتاه 2ساعت خیلی بی قراری نکردی چون یه عالمه کوچولوهای نار اونجا بودن که با شما دوست شدن و بازی میکردین برات شیر خشک هم گرفتم که تو زمانی که مهد هستی بخوری اما اصلاً ازش خوشت نیومد و به هیچ وجه لب نمیزدی فقط شیر مامانتو میخوردی و غذاهایی که برات درست میکر...
نویسنده :
مامان معصومه
9:47






