صدای قلب عشق مامان
بعد اینکه جواب ازمایش گرفتیم با بابایی رفتیم دکتر و برام سونو نوشت و موقع انجامش یه عالمه اب خورده بودم و وقتی صدای قلبتو شنیدم انگار دنیارو بم دادن
دکتر گفت که شما الان ٤هفته و دو روزته و بعد از سونو بابایی فوری به عزیز(مامان بابا) زنگ زد و خبر دادو یه عالمه خوشحالی کردن منم به مامانی(مامان خودم) زنگ زدم و نمیدونی چقدر با خاله ها ودایی جیغ وداد خوشحالی زدن
و بعدش رفتیم خونه خاله بابایی(خاله شهناز وبه اونها هم گفتیم و همه کلی تبریک گفتن .عزیز مامان خیلی خوش قدمی چون زمانی که فهمیدم شمار رو داریم با تحویل خونمون همزمان شد و خاله زهره میگفت مثل من میمونه چون باباجون اینا همزمان با تولدش خونه خریده بودن
کلی دوست دارم جوجه طلایی مامان
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


صدای قلب عشق مامان
