خمیازه دخمل ناز مامان و بابا
سلام نازگلکم، یه خاطره قشنگ و به یاد موندنی میخوام برات بگم و اون مربوط میشه به اخرین سونوگرافی شما که ما در تاریخ 22مهرماه انجام دادیم که این بار بابایی هم اومد تا شما رو ببینه
که یه اتفاق قشنگ افتاد و اونم این بود که همون لحظه ای که دکتر داشت کارشو انجام میداد شما خمیازه کشیدی و باعث خنده ما شد و اقای دکتر هم خودش کلی از این بابت مسرور شد
و بعد از تموم شدن کار دکتر و بیرون اومدن از مرکز سونوگرافی بابایی کلی میخندید و میگفت که شما چقدر شبیه منی و از این بابت کلی سر به سرم گذاشت ولی با این حال به شوخی همش میگفت که شما شبیه بابایی و خواسته با من شوخی کنه
ولی با این حال واسه منو بابایی در درجه اول فقط وفقط سلامتی شما مهمه و امیدواریم که این مدت هم زودتر سپری بشه تا ما بتونیم شما رو در اغوش بگیریم دووووووووووووووسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتت داررررررررررررررررررررررررررررمممممممم دخملم


خمیازه دخمل ناز مامان و بابا
