ناز مامان
راستش تو این چند وقته اتفاقات زیادی رخ داده که یه سریش اصلاً یادم نیست ولی چیزایی رو که یادمه برات مینویسم مثلاً 8 شهریور ماه عروسی خاله ناهید بود(یکی از همکارام که همسایمونم هست) خیلی خوش گذشت با خاله حدیثه .خاله معصومه .خاله نسرین که با پسر گلش اقا صدرا اومده بود وخاله سمیه و خاله سحر با دختر نازش امیتیس حسابی مجلس و واسمون گرم کرده بود و خاله سمانه رفته بودیم
ماجرای دیگه مربوط به تاریخ 6 مهر ماه بود که عمه مریم بابایی وشوهرش همراه باباجون اینا اومدن خونمون و همراه هم رفتیم عروسی پسر خاله باباجون خیلی هم خوش گذشت و اونا با دیدن وسایلت کلی ذوق کردن و بهمون به خاطر داشتن یه همچین فرشته نازی تبریک گفتن 
تو این ماه یعنی 27مهر ماه خاله سیمین بابایی هم همراه پسرشون اقا مرتضی به خونمون اومدن تا واسه خرید خونه اقدام کنن چون اقا مرتضی بهمن عروسی میکنه
و میشه گفت این اولین عروسی ای خواهد بود که همراه شما بخوایم شرکت کنیم انشاء ا.. قربونت بره مامان


ناز مامان
