جوجو کوچولوجوجو کوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 20 روز سن داره

جوجه کوچولوی مامان

دختر ناز مامان

سلام عشق مامان دلم برای هر چه زودتر دیدنت تاپ تاپ میکنه امیدوارم هرچه زودتر به جمع ما ملحق شی چون دیگه طاقتمون تموم  شده جوجه کوچولوی من  باید منو هم ببخشی که با این همه تاخیر به وبلاگت سر میزنم اما قول میدم دیگه اینهمه تاخیر نداشته باشم    ...
8 آبان 1391

دختر گل مامان

سلام عشق مامان، ببخشید که دیر میام سراغ وبلاگت چون درگیر خرید سیسمونی قشنگت بودیم                                                               مامانی (مامان خودم) کلی زحمت کشید و همراه هم و بابایی برای خرید رفتیم و وسایلی رو برای حضور شما تو خونمون  فراهم کردیم عکسهاشو برایت میذارم تا ببینی و لذت ببری من که خودم با دیدنشون خیلی حال میکنم و منتظرم شما زود زود بیای و ازشون استفاده کنی و من بیشتر از داشتن وروجکی مثل شما لذت ببرم             &nbs...
18 مرداد 1391

وروجک مامان

سلام به روی ماه دخترم میدونم حالت خوبه چون وقتی تو خوبی منم حالم بهتره و کمتر دچار مشکل و بیحالی میشم.واسه اخر هفته مهمون داریم دخترم پس باید کمکم کنی و یه کم ابرو دار باشی تا بتونیم پذیرایی خوبی داشته باشیم قراره عزیز و باباجون همراه با یکی از عمه هات سمیرا جون که ٢تا بچه شیطون داره بیان خونمون باید بگم یه عمه دیگه هم داری به اسم زهرا جون که اونم مثل خاله زهرات برای پایان نامه ارشد حسابی مشغوله و نتونست بیاد عمه جون زحمت کشیدن و برای خونمون کاده هم اوردن که ازشون خیلی ممنونیم خلاصه دخترم با من همکاری کردی و من تونستم به همه کارام برسم ایشاا.. وقتی دنیا هم میای همین طور گل باشی مامان و بابا خیلی میخوانت خانم خانمااااااااااا...
9 مرداد 1391

دخمل مامان

سلام هلوی من مامان و بابایی امروز فهمیدن که جوجه شون یه دخت تپل مپله و داره بهشون میخنده گل من امروز ١٢تیره و من و بابایی با هم رفتیم سونوگرافی واسه تعیین جنسیت ،با وجود اینکه هوا افتابی بود بارون هم می اومد که خبر از برکت وجود شما دختر گل من میده اینم باید بگم که خانم دکتر ٤٥ دقیقه تمام داشت سعی میکرد که تشخیص بده شما دخملی یا پسمر که بعد از گفتن اینکه دختر با حیایی داری به من تبریک گفت. منم بعد از اب انداختن دل بابایی بهش گفتم که شما دختری و نمیدونی از خوشحالی چه کار میکرد و فوری زنگ زد خونشونو به عزیز (مامان بابا) خبر داد و اونا هم کلی خوشحال شدن و بهمون تبریک گفتن عاشقتم دختتتتتتتتتتتتر مامان ...
9 مرداد 1391

عشق مامان

سلام میوه ی زندگی من،عاشقانه میخوامت انقدر از اومدنت به زندگیمون خوشحالم که حد و اندازه نداره گل مامان تو این چند وقت که فهمیدم بین ما هستی اتفاق های زیادی افتاده مرتب میرم دکتر و ازمایش میدم و دکتربرام سونو مینویسه تا بفهمم که شما چطوری؟خوبی؟ که خدا رو شکر نتیجه همه این کارا خوب بودن حال شما رو برام نوید میده . تو این ماه مامانی و بابایی من برای دیدنمون و تبریک منزل نو اومدن همراه با یه دونه داییت هادی جون و یکی از خاله هات زهره جون یه خاله دیگه هم داری که به خاطر پایان نامه کارشناسی ارشدش رفته بود تبریز و نتونسته بود بیاد همه مشتاقانه انتظار روزی رو میکشیم که شما به جمع ما بپیوندی دوستتتتتتتتتتتتت داریییییییییییییم...
9 مرداد 1391

روز بی نظیر پدر

سلام مامانی،حالت چطوره؟ امیدوارم در پناه خدا خوب باشی گلم. منو بابایی همش برای سلامتس شما دعا میکنیم که همیشه خوب باشی و یه کمی هم حواست به ما باشه .تو این ماه یعنی خرداد روز پدر هم هست روز باباهای مهربون که همیشه واسه بچه هاشون سنگ تموم میذارن ما هم برای همین واسه باباجون ها یه کادوی ناقابل گرفتیم و رفتیم دیدنشون و بابایی هم دست پر برگشت یه سری عکس هم دارم از سونو های شما و اتفاق های رخ داده که بعداً برات میذارم جوجه مامان   ...
4 مرداد 1391

ثبت اولین تصویر از شما

سلام بچه ی مامان ، الان ماه خرداده و ما برای سونوگرافی غربالگری با بابایی اومدیم که از همه نظر از سلامتی شما اطمینان پیدا کنیم بعد از اینکه کلی تو مطب معطل شدیم خانم دکتر کارمونو انجام داد و ازش پرسیدم میتونه الان تشخیص بده که شما عشق مامان و بابا دختری یا پسر و ایشون گفت اگه بتونه میگه که احتمال بیشتر رو به دختر بودن شما داد و من یه عالمه از اینکه شما سالمی خدارو شکر کردم که داره یه موجود کوچولوی ناز تو دلم رشد میکنه ...
4 مرداد 1391