مهمونی خاله ها و گوشواره عشق مامان
سلام جوجوی مامان بعد از واکسنت که خدارو شکر به خوبی ازپسش بر اومدیم 7بهمن ماه خاله سارا(مامان کیان جون) خاله سحر(مامان امیتیس جون) خاله سمیه و خاله الهام از همکارای مامان اومدن دیدن نازگل مامان وکلی منم از دیدنشون خوشحال شدم
شما هم یه کم گریه میکردی که خاله سارا شما رو بغل کرد و راه میبرد و شما هم از به پشت بغل شدن کلی خوشت اومده بود و زحمت کشیدند یه عالمه هدیه های خوشگل برات اوردن که مارو شرمنده کردن
بعداً عکس هدیه های قشنگتو برات میذارم جیگر خانم
اخر همون هفته با هم رفتیم گرمسار و یه شب شما تا ساعت 7 صبح نخوابیدی که حسابی مارو ترسوند
به خاطر همین همراه مامانی و بابا فرداکه 11بهمن بود شمارو بردیم دکتر و بعد از معاینه اقای دکتر گفت که مشکلی نداری و کاملاً سالمی فقط من و بابایی باید تحملمو بیشتر کنیم تا شما زودی بزرگ بشی همونجا هم گوشهاتو سوراخ کردیم که اونجا هم یه کوچولو بیشتر گریه نکردی و زودی ساکت شدی نازنازی 






مهمونی خاله ها و گوشواره عشق مامان
