واکسن 6 ماهگی
سلام به دختر گلم نمیدونی چقدر دوست دارم و دلم زود به زود برات تنگ میشه
یه عالمه زنگ میزنم مربی مهدت و حالتو میپرسم انصافاً مربی خوبی داری و یه عالمه هواتو داره و مواظبته دستش درد نکنه
روز اول خرداد که من رفتم سرکار چهارشنبه بود چون پنجشنبه ها تعطیلم باز فرصت بیشتری داشتم تا با هم باشیم دخترکم برای 5 خرداد باید واکسن 6 ماهگیتو بزنی ولی چون وسط هفته بود گذاشتم اخر هفته که اگه تب کردی بتونم ازت مراقبت کنم و خیلی اذیت نشی نازنینم اول که واکسنتو زد گریه کردی اما زودی ساکت شدی و خوابت برد ولی خونه که اومدیم تب کردی
و چون بزرگ شدی و یاد گرفتی حرکت کنی چون پاهات درد میکرد و نمیتونستی تکونشون بدی کلافه شده بودی و مدام بی قراری میکردی بمیرم برات که اینهمه در دکشیدی و گریه میکردی به خاطر همین شنبه هم پیشت موندم
تا حالت بهتر بشه که برم سر کار عزیزکم مامان فدات شه گلم
خوشبختانه شنبه حالت خیلی بهتر شد و فرداش رفتی مهد تا یگانه جون (مربی مهد) مراقبت باشه که ایشونم خیلی تو این شرایط خیلی ماهرانه اقدام میکنند و ما خیلی ممنون ایشون هستیم انشاا.. به زودی جبران کنیم براشون![]()


واکسن 6 ماهگی
